دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید سامی یوسف به نام مولانا

Download New Music Sami Yusuf Called Mawlana

آهنگ جدید سامی یوسف به نام مولانا

متن آهنگ اضافه شد.

با تشکر از بازدید کننده گرامی سایت.

 

دانلود آهنگ جدید سامی یوسف به نام مولانا

دانلود آهنگ سامی یوسف مولانا با لینک مستقیم

متن آهنگ مولانا سامی یوسف

شربنا على ذكرِ الحبيبِ مدامةً
به یاد محبوبمان شراب نوشیدیم

سَكِرْنا بها، من قبلِ أن يُخلق الكَرمُ
که ما مست بودیم قبل از خلقت شراب

لها البدرُ كأسٌ وهيَ شمسٌ يديرها
ماه کامل فنجان آن و خورشید ساقی شراب بود

هِلالٌ، وكم يبدو إذا مُزِجَتْ نَجمُ
هلالی که، زمانی که چندین ستاره مخلوط شود ظاهر می شود

مولانا
ای مولای ما

ولولا شذاها ما اهتديتُ لحانها
اگر به خاطر رایحه ای خوش آن نبود من هرگز به این میخانه هدایت نمی شدم

ولو لا سناها ما تصوَّرها الوهمُ
و اگر درخشش و تابندگی اش نبود خیالات ناتوان از تصور آن بود

ٍولم يُبْقِ مِنها الدَّهْرُ غيرَ حُشاشَة
زمان چیزی از آن را حفظ نکرد، مگر یک نفس خفته

كأنَّ خَفاها، في صُدورِ النُّهى كَتْمُ
که آن در سینه عاقلی خاموش پنهان شده است

ٍوفي سكرة ٍ منها ولو عمرَ ساعة
اگر شما با آن حتی فقط برای یک ساعت مست شوید

تَرى الدَّهْرَ عَبداً طائِعاً، ولَكَ الحُكْمُ
زمان را چون غلامی فرمانبردار برای اوامر خود می بینید

فلا عيشَ في الدُّنيا لمنْ عاشَ صاحياً
در این دنیا برای کسی که هوشیار گشته زندگیی نیست

ومنْ لمْ يمتْ سكراً بها فاتهُ الحزمُ
نمی میرد کسی که با آن مست شد و حساب و کتاب او را رها می کند

singerfa.ir

دانلود آهنگ های سامی یوسف

 

به این پست امتیاز دهید.
00:00
00:00

نظر خود را بنویسید

نظر شما پس از تایید مدیریت درج خواهد شد

زین الله امینی در تاریخ : 2018/01/14
پاسخ ⤵️

شربنا على ذكرِ الحبيبِ مدامةً
به یاد محبوبمان شراب نوشیدیم

سَكِرْنا بها، من قبلِ أن يُخلق الكَرمُ
که ما مست بودیم قبل از خلقت شراب

لها البدرُ كأسٌ وهيَ شمسٌ يديرها
ماه کامل فنجان آن و خورشید ساقی شراب بود

هِلالٌ، وكم يبدو إذا مُزِجَتْ نَجمُ
هلالی که، زمانی که چندین ستاره مخلوط شود ظاهر می شود

مولانا
ای مولای ما

ولولا شذاها ما اهتديتُ لحانها
اگر به خاطر رایحه ای خوش آن نبود من هرگز به این میخانه هدایت نمی شدم

ولو لا سناها ما تصوَّرها الوهمُ
و اگر درخشش و تابندگی اش نبود خیالات ناتوان از تصور آن بود

ٍولم يُبْقِ مِنها الدَّهْرُ غيرَ حُشاشَة
زمان چیزی از آن را حفظ نکرد، مگر یک نفس خفته

كأنَّ خَفاها، في صُدورِ النُّهى كَتْمُ
که آن در سینه عاقلی خاموش پنهان شده است

ٍوفي سكرة ٍ منها ولو عمرَ ساعة
اگر شما با آن حتی فقط برای یک ساعت مست شوید

تَرى الدَّهْرَ عَبداً طائِعاً، ولَكَ الحُكْمُ
زمان را چون غلامی فرمانبردار برای اوامر خود می بینید

فلا عيشَ في الدُّنيا لمنْ عاشَ صاحياً
در این دنیا برای کسی که هوشیار گشته زندگیی نیست

ومنْ لمْ يمتْ سكراً بها فاتهُ الحزمُ
نمی میرد کسی که با آن مست شد و حساب و کتاب او را رها می کند